آیفون به تنهایی کسی را مدرن نمی کند
الف دانلود: ما با نسلی روبرو می باشیم که اخبار را بوسیله تیترهای تلگرامی دنبال می کند، فلسفه را در جملات قصار اینستاگرامی می جوید و سیاست را در کامنت های تند و تیز خلاصه می کند.
به گزارش الف دانلود به نقل از مهر، در خیابان های کلان شهرهای امروز، منظره ای پارادوکسیکال پیش روی هر ناظری است. شهروندانی که با آخرین مدلهای گوشیهای هوشمند درحال جابه جایی هستند، خودروهایی با پیشرفته ترین تکنولوژی های روز را می رانند و در خانه هایی مجهز به سیستم های هوشمند زندگی می کنند؛ اما همین شهروندان در رویارویی با ساده ترین اصول زیست شهری، مانند رانندگی بین خطوط، تفکیک زباله یا رعایت حقوق عابر پیاده، رفتارهایی متعلق به دوران پیشامدرن از خود نشان می دهند. این وضعیت که می توان آنرا «شبه مدرنیته» نامید، حکایت از یک گسست عمیق دارد؛ پذیرش ابزار مدرن بدون پذیرش اندیشه مدرن.
ابزار به مثابه هویت، نه کارکرد
نخستین لایه شبه مدرنیته در ایران، در عرصه مصرف تکنولوژی خودرا نشان داده است. در جوامع توسعه یافته، تکنولوژی ابزاری برای افزایش بهره وری، تسهیل ارتباطات و تولید دانش است. اما در لایه های وسیعی از جامعه ما، ابزار مدرن از «کارکرد» تهی شده و به «نماد منزلت» تغییر ماهیت داده است.
وقتی آخرین مدل یک تلفن هوشمند مثل آیفون قبل از آن که برای قابلیت های پردازشی اش خریداری شود، برای «دیده شدن» در دست صاحبش تهیه می گردد، ما با پدیده کالایی شدن هویت روبرو می باشیم. در این فضا، «داشتن» جای «بودن» را می گیرد. شهروند شبه مدرن تصور می کند با تملک اشیاء مدرن، لزوماً مدرن شده است؛ در صورتیکه اندیشه و رفتار او همچنان در قید و بند الگوهای گاه بدوی باقیمانده است. این تضاد، تکنولوژی را از یک موتور محرک توسعه به یک ابزار تفاخر طبقاتی تقلیل می دهد.
ما با نسلی روبرو می باشیم که اخبار را بوسیله تیترهای تلگرامی دنبال می کند، فلسفه را در جملات قصار اینستاگرامی می جوید و سیاست را در کامنت های تند و تیز خلاصه می کند
رانندگی شهری؛ آینه تمام نمای اخلاق مدنی
شاید هیچ عرصه ای به اندازه ترافیک و رانندگی، تضاد میان ابزار و اندیشه را عیان نکند. رانندگی در کلان شهرها، صحنه نبرد خودرو های مدرنی است که توسط ذهنیت های غیرمدرن هدایت می شوند. مدرنیته در ذات خود با «نظم»، «پیش بینی پذیری» و «رعایت قراردادهای اجتماعی» گره خورده است. اما در پشت فرمان پیشرفته ترین خودرو ها، ما شاهد رفتارهایی هستیم که بر پایه «حق تقدم زوری»، «زرنگی کاذب» و «تجاوز به حریم دیگری» بنا شده اند.
این پارادوکس نشان داده است که لایه هایی از جامعه، فرم تمدن که خودرو باشد را پذیرفته اند، اما از پذیرش روح تمدن که قانون گرایی باشد سر باز می زنند. در حقیقت، خودرو بجای آن که وسیله ای برای جابه جایی منظم باشد، به اکستنشن قدرت فردی تبدیل گشته است تا فردیت مهارنشده خودرا در فضای عمومی به رخ دیگران بکشد. اینجاست که «آیفون و آئین نامه» در دو دنیای کاملا متفاوت سیر می کنند.
شکاف دیجیتال؛ دانش سطحی در مقابل تفکر عمیق
ورود اینترنت و شبکه های اجتماعی، وعده «جامعه اطلاعاتی» را می داد، اما در اتمسفر شبه مدرنیته، این ابزارها به طور عمده به بستری برای بازتولید سطحی نگری تبدیل گشته اند. دسترسی سریع به اطلاعات، جایگزین فرایند دشوار «کسب دانش» شده است. شهروند شبه مدرن خودرا در دریایی از اطلاعات غوطه ور می بیند، اما فاقد تفکر انتقادی برای تحلیل آن هاست.
ما با نسلی روبرو می باشیم که اخبار را بوسیله تیترهای تلگرامی دنبال می کند، فلسفه را در جملات قصار اینستاگرامی می جوید و سیاست را در کامنت های تند و تیز خلاصه می کند. این «توهم دانایی» که ابزار مدرن ایجاد کرده، مانع از ایجاد اندیشه ی عمیق و پرسشگر شده است. در حقیقت، تکنولوژی بجای آن که افق های فکری را بگشاید، به ابزاری برای تثبیت پیش فرض های قدیمی و تعصبات گذشته در قالبی نو تبدیل گشته است.
ریشه های فرهنگی؛ مدرنیته وارداتی و غیاب رنسانس فکری
چرا جامعه در میانه این تضاد گرفتار شده است؟ ریشه اصلی را باید در این حقیقت جستجو کرد که مدرنیته در ایران، نه محصول یک تحول درونی و فکری مانند رنسانس یا عصر روشنگری، بلکه یک «پروژه وارداتی» بوده است. ما همواره تکنولوژی را خریده ایم، اما فلسفه ی پشت آنرا نه.
وقتی ابزار مدرن بدون زیرساخت فکری متناسب وارد یک فرهنگ می شود، فرهنگ میزبان تلاش می کند آن ابزار را در قالب های قدیمی خود هضم کند. نتیجه، یک «موجود کاریکاتوری» است که لباسی مدرن بر تن دارد اما به زبانی کهن سخن می گوید. شبه مدرنیته محصول فرار از دشواری «تغییر رفتار» و پناه بردن به سهولت «خرید اشیاء» است. تغییر اندیشه دهه ها زمان می برد، اما خرید یک گجت جدید تنها چند ساعت طول می کشد؛ و جامعه ی درحال گذار، همواره مسیر کوتاه تر را برمی گزیند.
چالش بهره وری در جامعه شبه مدرن
شبه مدرنیته تنها یک مسأله فرهنگی نیست؛ بلکه یک مانع بزرگ اقتصادیست. توسعه پایدار نیازمند «انضباط صنعتی»، «تخصص گرایی» و «اخلاق کار» است. اما در جامعه شبه مدرن، چون اندیشه ی مدرن (مانند زمان سنجی و برنامه ریزی) نهادینه نشده، تکنولوژی های گران قیمت لزوماً به افزایش بهره وری منجر نمی شوند.
ما کارخانه های مدرنی داریم که با ذهنیت سنتی اداره می گردند، ادارات الکترونیکی داریم که همچنان درگیر بروکراسی کاغذبازانه هستند و شهرهایی هوشمند که شهروندانش بجای همکاری جمعی، در رقابتی فرساینده برای منافع شخصی هستند. این اتلاف منابع، محصول همان شکاف «فرم و محتوا» است. تا وقتی که تکنولوژی با «اخلاق تمدنی» همراه نشود، سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت ها، خروجی مطلوبی نخواهند داشت.
برای عبور از تله ی شبه مدرنیته، راهی جز برگشت به آموزش «مبانی شهروندی» و «تفکر منطقی» وجود ندارد. تکنولوژی باید بعنوان ابزاری برای مسئولیت پذیری بیشتر معرفی شود، نه فرار از آن. علاوه بر آن نهادهای مدنی و رسانه ها باید بجای تبلیغ مصرف گرایی، بر آموزش رفتارهای تمدنی (مانند حقوق متقابل و صبوری اجتماعی) تمرکز کنند. جامعه باید یاد بگیرد که ارزش فرد به عمق اندیشه و خروجی عمل اوست، نه به مدل ابزاری که در دست دارد.
تمدن در جان است، نه در اشیاء
شبه مدرنیته شهری، خواب آشفته ای است که در آن خیال می نماییم با تغییر ظاهر، تغییر ماهیت داده ایم. اما حقیقت سرسخت نشان داده است که «آیفون» به تنهایی نمی تواند کسی را مدرن کند، اگر «اندیشه» همچنان در بند پیش داوری ها و رفتارهای ضداجتماعی باشد.
توسعه حقیقی زمانی شروع می شود که ما به همان اندازه که برای به روز کردن ابزارهایمان تلاش می نماییم، برای به روز کردن رفتارهای مدنی، نظم شخصی و احترام به قانون هم وقت بگذاریم. مدرنیته یک «ایستگاه» نیست که با خرید بلیط (تکنولوژی) به آن برسیم؛ بلکه یک «فرآیند فکری» و «انضباط اخلاقی» است که باید در لایه های عمیق جان و روان یک ملت ریشه بدواند. تنها در آن صورت است که ابزارهای مدرن، واقعا در خدمت زندگی و پیشرفت قرار خواهند گرفت.
بطور خلاصه شهروند شبه مدرن تصور می کند با تملک اشیاء مدرن، لزوماً مدرن شده است؛ در صورتی که اندیشه و رفتار او بازهم در قید و بند الگوهای گاه بدوی باقی مانده است. این پارادوکس نشان داده است که لایه هایی از جامعه، فرم تمدن که خودرو باشد را پذیرفته اند، اما از پذیرش روح تمدن که قانون گرایی باشد سر باز می زنند. توسعه حقیقی زمانی آغاز می شود که ما به همان اندازه که برای به روز کردن ابزارهایمان تلاش می نماییم، برای به روز کردن رفتارهای مدنی، نظم شخصی و احترام به قانون هم وقت بگذاریم.
این پست الف دانلود را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین پستهای مرتبط
نظرات خوانندگان الف دانلود در مورد این مطلب